|
وقت رفتن چشمهايت را تماشا مي کنم.
غصه هارا مي کشم در خويش و حاشا مي کنم.
آسمان ارزاني چشمان مستت عشق من.
آسمان را زير پاهايت تماشا مي کنم.
ميروي در لا به لاي ابرها گم ميشوي.
رفتنت در عمق دريا را تماشا مي کنم.
آسمان بغضش شکست از خلوت سنگين من.
زير باران خاطراتت را تماشا مي کنم
 |